ه‍.ش. ۱۳۹۲ اسفند ۷, چهارشنبه

تردید

----- اول بگم همه صحبت های زیر نسبیه و تعمیم به کل نیست و یه عده هستن که این حرفادر موردشون صدق نمیکنه------

همه چی خوبه
زندگی بر وفق مراد است و ایام به کام...
اما مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد...
زمانه بدی شده. الان دیگه مار نگزیده ها هم از ریسمون سیاه و سفید میترسن.
اونایی که قبلا گزیده شدن حالا از هر ریسمانی میترسن...
اطمینان و اعتماد از بین رفته...
به هیچ کس نمیشه اعتماد کرد ، حتی اگه خلافش ثابت بشه...
این شده وضعیت جامعه ما.
حق داریم. حق دارن . کلا خودمون کردیم که لعنت بر همساده باد.
ترس از نارو خوردن ... ترس از رکب خوردن...
آدمای صاف وساده دنیای قشنگی دارن.
وقتی از سادگیشون سواستفاده شد دنیا یه زخم بر میداره که دیگه قابل ترمیم نیست.
آدما گاهی از خودشون مطمئنن...
میگم "گاهی" چون دوره زمونه کاری کرده که حتی قویترین آدما هم نتونن گاهی سر حرفشون وایسن و اینجوری دفعه بعد تو حرفی که خودشون به خودشون میزنن هم تردید میکنن.
ترسناکه... دیگه سنگ رو سنگ بند نمیشه...
گرگ های زیادی رو دیدم تو لباس بره و میش.
حتی آدمای ساده ای که رفتن تو غالب گرگ تا یه جورایی از خودشون مراقبت کنن.
هر روز میشنویم و میبینیم که چه خنجری از پشت خورده شده... آینه عبرت برمیداریم و خودمون رو توش نیگاه میکنیم.
نکنه منم به همچین وضعی دچار شم.
این بهترین حالتیه که میشه پیش بیاد.
اونایی که زخم خوردن اوضاعشون بدتره.
هردو مورد به تناسب افکارو ترس و تجربه اشون قلعه ای دور خودشون میکشن و کسی رو توش راه نمیدن.
همه چیزو به دیده بدبینی نگاه میکنیم.
نکنه این هم از اونا باشه و اذیتم کنه.
نکنه منم مثل اون بنده خداها اذیت بشم.
تردید و بدبینی مثل سم و زهر میمونه.
بعضی وقتا بدبینی رو میذارن کنار ولی تردید کار خودشو میکنه.
راست میگه؟
تنها چیزی که قطعیه و مطمئن خود آدمه اونم با نود درصد اطمینان.
تردید به همه اجزای زندگیمون رسوخ کرده.
حتی به خودمون هم دیگه نمی تونیم صد درصد اطمینان کنیم.
این وسط اما کسایی هم هستن که تو حرفی که به خودشون میزنن حساسن... یا حرفی نمیزنن یا اگه بزنن حتما خیلی چیزا رو در نظر میگیرن و پای حرفشون میمونن.
آدما بد نیستن...فقط نمیتونن تشخیص بدن که حرفی که میزنن رو واقعا خودشون بهش ایمان دارن یا نه!
جلوتر میرن میبینن که تو حرف خودشون موندن... اینجا است که بقیه رو ناراحت میکنن. و اون حس بی اعتمادی رو به وجود میارن.
آدما اشتباه میکنن... اما اشتباهشون بسته به اینکه چقدر پیشرفته باشه و تو چه موقعیتی باشه دامان آدمای دیگه رو هم میگیره.

این وسط کسایی که سوخت میشن، آدمای صاف وساده این، که حرفاشون راسته همیشه ، و پای حرفاشون میمونن... پای قولشون میمونن.
ولی خشک و تر باهم میسوزن و اجتناب ناپذیره.
زندگی قشنگه اگه قشنگ نیگاش کنیم...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر