وقتی میخوای داد بزنی و صدات در نمیاد میفهمی که سوختی...آره گیم اوور
نمایش پستها با برچسب فیس بوک. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب فیس بوک. نمایش همه پستها
۱۳۹۲ بهمن ۱۲, شنبه
مردان گریان...
گریه مردا بیشتر خنده داره دیدنش تا ناراحت کننده واسه همینم جلو جمع گریه نمیکنن بعدشم واسه اینکه ضایع نشن میگن گریه مردو هیشکی نمیبینه...
نه این خبرا نیست مرد اگه مرده باید تو جمع گریه کنه...بعد که بهش خندیدن میفهمه که دیگه تو جمع گریه نکنه!!!
نه این خبرا نیست مرد اگه مرده باید تو جمع گریه کنه...بعد که بهش خندیدن میفهمه که دیگه تو جمع گریه نکنه!!!
پ.ن. مرد کوه درده...مرد باید زیر دوش گریه کنه
قول
هیچوقت به هیچ کس هیچ قولی ندین ... حتی خودتون ...
چون حتی اگه سر قولتون هم باشین ممکنه کسی پیدا بشه کاری کنه که از کرده خودتون پشیمون بشین و قول و قرارتون رو بشکنین...
زیر همین روی سکه
زندگی پست تر وخبیث تر از اون چیزیه که فکرشو میکنین
تنها عاملی که باعث میشه این دنیا قابل تحمل بشه وجود آدمای قشنگه... وقتی تو زندگیت آدمای قشنگ زیاد داشته باشی فکر می کنی دنیا هم قشنگه...ولی وقتی آدم قشنگ که نه! هیچ آدمی تو زندگیت نباشه اونوقته که خود زندگی رو میبینی... سعی کنین آدمای قشنگ تو زندگیتون داشته باشین...
تنها عاملی که باعث میشه این دنیا قابل تحمل بشه وجود آدمای قشنگه... وقتی تو زندگیت آدمای قشنگ زیاد داشته باشی فکر می کنی دنیا هم قشنگه...ولی وقتی آدم قشنگ که نه! هیچ آدمی تو زندگیت نباشه اونوقته که خود زندگی رو میبینی... سعی کنین آدمای قشنگ تو زندگیتون داشته باشین...
درس عبرت
تو این یه ساله خیلی چیزا یاد گرفتم...
که همه آدما حرفشون و عملشون یکی نیست
که همه آدما اونقدری که نشون میدن خوب نیستن
که همه آدمایی که ما بدمون میاد بدن و اونایی که خوشمون بیاد آدم معمولی
که هیچ وقت واسه کسی مرام نذار مگه کارت گیر باشه
که به هیچ کس اعتماد نکن حتی اگه بهت اطمینان داده باشن
که اگه به کسی اعتماد کردی منتظر هر اتفاقی باش
که واسه همه همینه و حق اعتراض نداری
و خیلی چیزای دیگه...
امیدوارم از یه خواب خرگوشی در اومده باشم!!!
که همه آدما حرفشون و عملشون یکی نیست
که همه آدما اونقدری که نشون میدن خوب نیستن
که همه آدمایی که ما بدمون میاد بدن و اونایی که خوشمون بیاد آدم معمولی
که هیچ وقت واسه کسی مرام نذار مگه کارت گیر باشه
که به هیچ کس اعتماد نکن حتی اگه بهت اطمینان داده باشن
که اگه به کسی اعتماد کردی منتظر هر اتفاقی باش
که واسه همه همینه و حق اعتراض نداری
و خیلی چیزای دیگه...
امیدوارم از یه خواب خرگوشی در اومده باشم!!!
امیدوارم کسی بیاید که از نفس خوشش یادمان بیاید که دنیا هنوز خوشگلیاشو داره...
23 بار
قسمت آخر آهنگ آخرین خداحافظی آناتما رو به علاوه سولوی بعدش رو میشه 23 بار پشت سر هم گوش داد و فهمید که سولوئه چطور داره ضجه میزنه که ترکم نکن...
البته فقط بعد 23 دفعه گوش دادن پشت سر هم میتونی این ضجه هارو بشنوی که داره باهات حرف میزنه...:
And somehow I knew you could never, never stay جوری میدانستم که هرگز..هرگز نخواهی ماند
And somehow I knew you would leave me جوری میدانستم که ترکم خواهی کرد
And in the early morning light در اولین روشنایی های صبح
After a silent peaceful night بعد از یک شب رویایی
You took my heart away قلب مرا خواهی ربود
I wished, I wished you could have stayed آرزو میکردم، آرزو می کردم ایکاش مانده بودی
البته فقط بعد 23 دفعه گوش دادن پشت سر هم میتونی این ضجه هارو بشنوی که داره باهات حرف میزنه...:
And somehow I knew you could never, never stay جوری میدانستم که هرگز..هرگز نخواهی ماند
And somehow I knew you would leave me جوری میدانستم که ترکم خواهی کرد
And in the early morning light در اولین روشنایی های صبح
After a silent peaceful night بعد از یک شب رویایی
You took my heart away قلب مرا خواهی ربود
I wished, I wished you could have stayed آرزو میکردم، آرزو می کردم ایکاش مانده بودی
شعرجمه
[Lyrics & Music: D. Cavanagh]
Anathema
"One Last Goodbye" آخرین خداحافظی
آخرین خداحافظی...
How I needed you چطور تورا میخواهم
How I grieve now you're gone چطور برای تو ناله میکنم و تو رفته ای
In my dreams I see you در رویاهایم میبینمت
I awake so alone تنهاترین از خواب بیدار میشوم
I know you didn't want to leave میدانم که نمیخواستی بروی
Your heart yearned to stay قلبت مشتاق ماندن بود
But the strength I always loved in you اما آن قدرت ، که همیشه دوستش داشتم
Finally gave way بالاخره شکست
Somehow I knew you would leave me this way جوری میدانستم که اینگونه ترکم خواهی کرد
Somehow I knew you could never.. never stayجوری میدانستم که هرگز..هرگز نخواهی ماند
And in the early morning light در اولین روشنایی های صبح
After a silent peaceful night بعد از یک شب رویایی
You took my heart away قلب مرا خواهی ربود
And I grieve و من ناله خواهم کرد
In my dreams I can see you در رویاهایم میبینمت
I can tell you how I feel میتوانم بگویم چه حسی دارم
In my dreams I can hold you در رویاهایم در آغوش می گیرمت
And it feels so real و آنرا خیلی واقعی حس میکنم
I still feel the pain هنوز میتوانم درد را احساس کنم
I still feel your love هنوز میتوانم عشقت را احساس کنم
I still feel the pain هنوز میتوانم درد را احساس کنم
I still feel your love هنوز میتوانم عشقت را احساس کنم
And somehow I knew you could never, never stay جوری میدانستم که هرگز..هرگز نخواهی ماند
And somehow I knew you would leave me جوری میدانستم که ترکم خواهی کرد
And in the early morning light در اولین روشنایی های صبح
After a silent peaceful night بعد از یک شب رویایی
You took my heart away قلب مرا خواهی ربود
I wished, I wished you could have stayed آرزو میکردم، آرزو می کردم ایکاش مانده بودی
"One Last Goodbye" آخرین خداحافظی
آخرین خداحافظی...
How I needed you چطور تورا میخواهم
How I grieve now you're gone چطور برای تو ناله میکنم و تو رفته ای
In my dreams I see you در رویاهایم میبینمت
I awake so alone تنهاترین از خواب بیدار میشوم
I know you didn't want to leave میدانم که نمیخواستی بروی
Your heart yearned to stay قلبت مشتاق ماندن بود
But the strength I always loved in you اما آن قدرت ، که همیشه دوستش داشتم
Finally gave way بالاخره شکست
Somehow I knew you would leave me this way جوری میدانستم که اینگونه ترکم خواهی کرد
Somehow I knew you could never.. never stayجوری میدانستم که هرگز..هرگز نخواهی ماند
And in the early morning light در اولین روشنایی های صبح
After a silent peaceful night بعد از یک شب رویایی
You took my heart away قلب مرا خواهی ربود
And I grieve و من ناله خواهم کرد
In my dreams I can see you در رویاهایم میبینمت
I can tell you how I feel میتوانم بگویم چه حسی دارم
In my dreams I can hold you در رویاهایم در آغوش می گیرمت
And it feels so real و آنرا خیلی واقعی حس میکنم
I still feel the pain هنوز میتوانم درد را احساس کنم
I still feel your love هنوز میتوانم عشقت را احساس کنم
I still feel the pain هنوز میتوانم درد را احساس کنم
I still feel your love هنوز میتوانم عشقت را احساس کنم
And somehow I knew you could never, never stay جوری میدانستم که هرگز..هرگز نخواهی ماند
And somehow I knew you would leave me جوری میدانستم که ترکم خواهی کرد
And in the early morning light در اولین روشنایی های صبح
After a silent peaceful night بعد از یک شب رویایی
You took my heart away قلب مرا خواهی ربود
I wished, I wished you could have stayed آرزو میکردم، آرزو می کردم ایکاش مانده بودی
کرگدن
عرض شود که
کَرگدن زورش به همه میرسه میتونه سُلطان جنگل بشه هیکلشم خوبه ها... ولی
کَرگدن زورش به همه میرسه میتونه سُلطان جنگل بشه هیکلشم خوبه ها... ولی
خسته سَت میفهمی؟ حُوصله نداره !
منبع:نامعلوم...
بابا طاهر
این باباطاهر عریان فک کنم عوضی لقبشو گذاشتن
باید می گفتن باباطاهر خسته ی سوخته
باید می گفتن باباطاهر خسته ی سوخته
شایدم دلش که سوخته زیر صورتش دیدن که چه غمی داره
یه غم عریان یه غصه لخت...
واسه همینم که غماشو قایم نمی کرده و غصه هاشو نمیپوشونده بهش گفتن عریان...
چشم به راه
گاهی ممکنه چشت به در باشه
گاهی به تلفن
گاهی به خیابون
گاهی هم به مسیج ها فیس بوک
اینارو با چشم نیگا میکنی ولی دلته منتظره
حتی تو خوابم منتظری...
چشم به راهی نیست...
دل به راهیه...
گاهی به تلفن
گاهی به خیابون
گاهی هم به مسیج ها فیس بوک
اینارو با چشم نیگا میکنی ولی دلته منتظره
حتی تو خوابم منتظری...
چشم به راهی نیست...
دل به راهیه...
احوالپرسی
دیشب زنگم زده اند که
توروخدا راستشو بگو چی شده...
چیزی نشده...
نه راست نمیگی قسم قرآن که راست بگو چه شده؟ تصادفی چیزی کردی؟ میگن پات ترکیده... چلاغ شده ای...
من؟ ... :| کی گفته اینو؟ من سالمم سر و مر و گنده...
دروغ نگو
بابا من سالمم به پیر به پیغمبر سالمم... پام هم چیزی نشده!
خب خدافظ....
خدافظ....
--------------------------------------------------------------------------
توروخدا راستشو بگو چی شده...
چیزی نشده...
نه راست نمیگی قسم قرآن که راست بگو چه شده؟ تصادفی چیزی کردی؟ میگن پات ترکیده... چلاغ شده ای...
من؟ ... :| کی گفته اینو؟ من سالمم سر و مر و گنده...
دروغ نگو
بابا من سالمم به پیر به پیغمبر سالمم... پام هم چیزی نشده!
خب خدافظ....
خدافظ....
--------------------------------------------------------------------------
از احوال ما اگر میپرسی... حالمان خوب است اما تو باور نکن
4 سال
4 سال گذشت...
اما من در 12 بهمن 88 متوقف شدم
آنجا که اولین و آخرین سنگرم فرو ریخت
آنجا که نگاه مهربانش را بر این دنیای نامهربان بست
آنجا که لبخند همیشگیش سرد و بی روح شد
آنجا که لبان شعرگویش خاموش شد
آنجا که دستان مقدسش آرام گرفت
آنجا که پاهای آسمانی اش دیگر تکان نخورد
آنجا که سینه پر از مهرش دیگر تپش نداشت
12 بهمن 88
پدر دیگر در کنار ما نبود...
اما من در 12 بهمن 88 متوقف شدم
آنجا که اولین و آخرین سنگرم فرو ریخت
آنجا که نگاه مهربانش را بر این دنیای نامهربان بست
آنجا که لبخند همیشگیش سرد و بی روح شد
آنجا که لبان شعرگویش خاموش شد
آنجا که دستان مقدسش آرام گرفت
آنجا که پاهای آسمانی اش دیگر تکان نخورد
آنجا که سینه پر از مهرش دیگر تپش نداشت
12 بهمن 88
پدر دیگر در کنار ما نبود...
اشتراک در:
پستها (Atom)
