ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۱۸, سه‌شنبه

خود کرده ی خود خواسته

این چه حسیه که می دونی کارت اشتباهه ولی بازم انجامش میدی؟ چرا؟
چرا با اینکه میدونی کارت غلطه بازم پی اشو میگیری؟ با اینکه حتی عواقبشو می دونی بازم اون همه پشیمونی و عذاب وجدانو بازم به جون می خری؟
نمونه خود آزاریه این؟
این اشتباه خود خواسته بعضی وقتا برای فرار از بعضی واقعیتاست، بعضی وقتا برای حذف آدمایی که نمی تونی ازشون فرار کنی، برای آزاد کردن خودته بعضی وقتا هم دلایل دیگه ای داره...!
وقتی کار اشتباه رو انجام میدی یه چیزی تو وجودت آروم میگیره یه آتیشی خاموش میشه یعنی میدونی که خاموش میشه.
همونه که تو رو به سمت اون کار سوق میبده.
اون حسه یعنی اینقدر قویه که تو رو از فکر کردن نگه میداره؟
از کجا میاد؟ اگه بتونی خفه اش کنی اگه بتونی کنترلش کنی! شاید به آدم کامل نزدیک بشی!
همین جوریه که آدما نقطه ضعف پیدا می کنن. نقطه ضعف اونجاست که میدونی اشتباهه ولی بازم ...
کل زندگی یه اشتباهه ولی بعضی اشتباها عاقبت خوشی دارن ولی بعضیاشون نه

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر