۱۳۹۰ آذر ۸, سه‌شنبه

کوفه

ما اهل کوفه بودیم حسین تنها ماند

قیام

حسین به پا خواست 
تا ملتی را زنده نگاه دارد
موفق شد ولی به بهای جان خویش و خانواده اش
حسین دیگری نیاز است این دیار را

حسین

حکومتی برای حسین عزاداری میکند که لنگه حکومت اموی است
حکومتی که تاب تحمل مخالف را ندارد
حکومتی که برای گرفتن بیعت از همه به زور متوسل میشود
حکومتی که کشتن مخالف را شرع اسلام می نامد
حکومتی که اگر نتواند مخالف را بکشد او را ترور شخصیت می کند
حکومتی که اگر نتواند مخالف را بکشد اورا زندان می کرد 
حکومتی که اگر نتواند مخالف را بکشد اورا حصر خانگی می کرد
حکومتی که اگر نتواند مخالف را بکشد نزدیکان اورا می کشت
حکومتی که اگر نتواند مخالف را بکشد اورا طرفداران اورا می کشت یا زندانی می کرد

این حسین کیست؟ که همه عالم دیوانه اوست؟
چند حسین داریم که یکیشو آزاده گان عالم دوست میدارند
و یکی را رندان و مزوران و دورویان
یکی را برای پول و زر و زور
یکی را برای تحمیق مردمان؟


شمشیر آزادی

جنگ بشه (داخلی یا با دشمن خارجی) میمیریم
جنگ نشه :
یا تصادف می کنیم میمیریم
یا میگیرن می کنن تو زندان هزار تا مریضی میگیری میمیریم
یا پارازیت میندازن میمیریم
یا از آلودگی هوا میمیریم
یا بر اثر بلایای طبیعی میمیریم
یا زجر کشمون میکنن آهسته و با درد فراوان میمیریم
یا روزی هزار بار آرزوی مرگ می کنیم
همچین پارادوکسی رو کسی نمی تونه حل کنه.

آری بهای آزادی شمشیری است دولبه که اگر تن به زخم آن ندهی آن سوی شمشیر تو را خواهد درید.


آدم بده

سخته آدم بده ی غمگین باشی. 

۱۳۹۰ آذر ۶, یکشنبه

آخر پرواز

جدیدا کبوترا با باز پرواز می کنن فکر می کنن اونم کبوتره
ولی آخرش بازه همچی می خورتشون که نفهمن چی شده.

محل کار

به این نتیجه رسیدم محل کار آدم با وضعیت زندگی آدم باید همخوانی داشته باشه
اگه نه دهنت صافه
از بس که یا حرص می خوری یا غصه

شیش و هشت خسته

آهنگای شیش و هشت هایده هم پر غمه 
بغض آدمو می گیره...

زیر برف باید رفت

خدا بیامرز سهراب فکر کنم شعرشو اشتباه گفته بود
چترها را باید بست زیر باران باید رفت خو آدم خیس میشه دهن آدم صاف میشه
باید می گفت چتر ها را باید بست زیر برف باید رفت 
اینجوری خیلی بیشتر حال میده 
شاعرانه اش هم بیشتره
امتحان کردم که میگم ها...

۱۳۹۰ آذر ۴, جمعه

آدم الکی

بعضی آدما الکین
باشن خوبه نباشن فرقی نمی کنه
کسی دلش واسشون تنگ نمیشه
کسی نبودنشون رو حس نمی کنه
بود و نبودشون یکیه
وقتی هستن کلی کار انجام میدن ولی معلوم نیست
آدمای بی ادعایی هستن
شاید احساس خوبی بشه در کنارشون بودن ولی نبودن در کنارشون احساس خاصی به آدم نمیده 
این آدما عاشق نمیشن یعنی بقیه فکر می کنن که عاشق نمیشن 
یا حتی فکر می کنن که نمی تونن یا نباید اصلا عاشق بشن
این آدما تکلیفشون با خودشون معلومه ولی کسی خبر نداره
حتی تکلیفشون با بقیه هم معلومه ولی بقیه تکلیفشون با این آدما معلوم نیست
چون اصن نمی بیننشون
خلاصه که دنبال این آدما نباش چون نمی تونی پیداشون کنی.
البته یه زمانی همین آدما بهترین رفیقات بودن
ولی الان ازشون خبر نداری
چرا؟ چون اونا آدمای الکین

پهلوان عالم

وقتی می گن خیانت و دزدی و نامردی انگلیس و غرب
یاد ترانه ی عصار میفتم
اي كاروان، اي كاروان، من دزد شب رو نيستم من پهلوان عالمم، تيغ رويارو زنم
بله اگه غرب داره با شما بد تا می کنه حداقلش از روبرو ئه
نه مثل چین و روسیه که از پشت به شما خنجر میزنن و شما هم خنده کنان این دو تا کمونیست رو برادر و دوست خطاب می کنید
ایران شده عابر بانک روسیه و بازار سید اسماعیل چین
هر چی جنس بنجله با سود جنس اصل میدن دست ملت ایران
دیگه به خریدن جنس تقلبی عادت کردیم
روسیه هم قدرتش هم مانور های سیاسی اشو از ایران مایه میذاره
کلا با خرج ملت ایران قدرت نمایی می کنه

۱۳۹۰ آذر ۳, پنجشنبه

نا گفته

پستای نوشته شده پابلیش نشده
مثل نامه های نوشته شده پست نشده است
همونقدر داغون

خیلی

دوسم داشت
خیلی 
منم دوسش داشتم
خیلی

ولی نمی دونم چرا خیلی هامون با هم فرق داشت؟
نمی دونم چرا خیلی اون از من میزد جلو همیشه؟
همیشه من دنبالش بودم تو دوست داشتن
خسته ام می کرد
همیشه هم می گفت تو منو دوست نداری
ولی نمی دونست خودش بود که منو دوست نداشت 
چون اگه منو دوست داشت منو همون اندازه دوس داشت که من اونو
اینجوری نه من خسته میشدم نه اون دلسرد
آره جدا شدیم چون خیلی من با خیلی اون خیلی فرق داشت

سعی کنین دقیق همدیگه رو دوست داشته باشین مثلا 2 تا 

لیاقت

امروز واقعا فهمیدم که یکی از عوامل بدبختیمون کجاست
ما ها همیشه خودمون رو روشنفکر ترین آدما می دونیم
ولی وقتی یه چیزی به نفعمون نباشه هزاران توجیه منطقی و غیر منطقی براش می بافیم
به هیچ وجه حاضر نیستیم برای یه لحظه هم خودمون رو جای دیگران بذاریم
به عمل کار برآید به سخندانی نیست  به خرد کار برآيد به پريشاني نيست
بالاخره همیشه یه سری مطلوب وجود داره و یه سری محدودیت منابع در اینجاست که باید اولویت بندی کرد
ولی همیشه اون مطلوب هایی که میفته ته صف یه سری خواهان داره که وقتی ببینن که مطلوبشون افتاده ته صف شروع می کنن به غر غر کردن و کار شکنی 
هزاران دلیل و برهان منطقی براشون وزوز بال مگسه
چه بد تر این که همین تعداد تامین کننده درصدی از منابع هم باشند
اینجاست که فکر می کنن خداوندگار باقی هستند
و تا مطلوب ایشان تامین نگردد دست به کارشکنی خواهند زد
جالب اینجاست که این چنین تفکری آنها و دیگران را در دور تسلسلی قرار خواهد داد که نه تنها خود در آتش آن خواهند سوخت بلکه دیگران را هم به آن دور باطل می کشاند
این انسان ها خود را مدافع حقوق خود می دانند 
و به حقوق هیچکس غیر از خود توجهی ندارند
این انسان ها خود را روشن فکر می نامند
و هیچ حرف منطقی و صحیحی را نمی پذیرند
واین چنین است که ما لیاقت هیچ خدمتی را نداریم
چون همیشه باید از هر خدمتی ما منتفع شویم وگرنه که حتما بی ارزش خواهد بود
مصداق دیگی که برای ما نجوشه می خوام کله سگ توش بجوشه
ملتی که همچین ایدئولوژی بی منطقی دارن لیاقت خدمت کردن ندارن.
والسلام



۱۳۹۰ آذر ۲, چهارشنبه

نفی عاشقی

آدم نباید هیچ وقت عاشق بشه اگه بشه دیگه بر فناست
حتی اگه اون عشق دو طرفه بشه 
حتی اگه به هم برسن 
اصن با هم خوشبخت بشن 
حتی اگه هر روز از دیدن هم خوشحال بشن 
اصن بگو هر لحظه هم با هم باشن
همش تو فکر هم باشن
همش دل به دل هم داده باشن
از دلتنگی همدیگه بمیرن
از رسیدن به هم بال در بیارن
حتی اگه با همدیگه هم بمیرن 

نداره ، فایده نداره
تو بگو یه لحظه فقط یه لحظه این وسط مسطا اینا همش قطع بشه
چی میشه؟
اصن فکرشم داغون کننده است